عزیزانم
سالی سرشار ازعشق وشادی برایتان آرزو می کنم
بی تردید بهاربه سرزمین ما بازمی گردد
وما سرود دل نشین آزادی را پای کوبان سر خواهیم داد

دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از این شب تنگ،
چراغ امید در برابر مردم بی لبخند
-->
در بین اپوزیسیون سپر انداخته و مایوس یا به قول برشت شکست خوردگان میدان نبرد، به نام سیاست اصلاح طلبی ، عجوجاتی شکل گرفت که همچون سمی فلج کننده در تن جامعه تزریق شد و باور به هرگونه تغییر بنیادی را فاجعه آمیز و در بهترین حالت، باوری اتوپیایی و دور از واقعیت ارزیابی کرده و مشغول گدایی رقت بار لقمه نانی از کف داروغه شده است.
ادامه مطلب
|
خواندن این مقاله ی بسیار عمیق و جالب را
به همه ی علاقه مندان مسائل اقتصادی و
سیاسی ی ایران توصیه می کنم .
ادامه مطلب

غرفه ایران در قلب هفدهمین جشنواره جهانی جوانان و دانشجویان
* نمایندگان 51 سازمان جوانان و دانشجویان دموکراتیک حاضر در جشنواره از پنج قاره جهان، در فراخوان همبستگی با جوانان و دانشجویان ایران، عملکرد رژیم در بازداشت رهبران جنبش دانشجویی کشورمان را محکوم کرده و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی شدند
ادامه مطلب
|
|||||||||||||||||||||
|
|
• انقلاب اکتبر، راهگشای تاریخ نوین بشریت ![]() مارکسیسم- لنینیسم که انقلاب اکتبر زیر پرچم آن به پیروزی رسید، می آموزد که، واقعیت تمام نشدنی، بغرنج و بنابراین دارای جوانب مختلف و پیچیده است، و براین پایه سیر قانونمند تاریخ به سوی تکامل را نمی توان مسدود و محدود به شمار آورد، و نظام سرمایه داری را ابدی جلوه داد. |
ادامه مطلب
پیرامون ضرورت سازمان یابی از پایین
با نگاهی به جایگاه فعالین ایرانی خارج کشور در جنبش اعتراضی
• اما برای برداشتن قدم های نخستین به سوی سازمان یابی مستقل و از پایین، پیش شرط اصلی آن است که جوانان و دانشجویان خارج کشور به تمامی بپذیرند و باورکنند که در مسیر مبارزه، مرزبندی چغرافیایی و سلسله مراتبِ جایگاهی، بی معناست و همه افراد به صرف پایبندی به انسان و مبارزه برای بهبود زیست انسانی، حق دارند به طور برابر دیدگاهها و راهکارهای مورد نظر خود را در فضای دیالوگ عمومی طرح و تبلیغ کنند
ادامه مطلب
در محرّم ، ایرانیان خود را دگرگون مي كنند
از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند
گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت
گه كفن پوشيده ، فرق خويش پرخون مي كنند
گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا
جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند
وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك»
شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند
خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها
با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند
بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز
پس شماتت بر يزيد مرده ی دون مي كنند
پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه
ناله از دست “عبيدالله مدفون” مي كنند
حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلي
هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند
آيد از دروازه ی شمران اگر روزي حسين
شامش از دروازه ی دولاب بيرون مي كنند
حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب،
مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند
گر علي اصغر بيايد بر در دكانشان
درد و پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند
ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان
روز پنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند
لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد
خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند
گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد
خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند
سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است
هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند
خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان
بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟
تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند
وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند





