تبليغاتX
سپیدرود

سپیدرود

سیاسی

  • آنان که صدای اعتراض خود رادر محکومیت فرمان قتل هنرمندی
    توسط یک خشک مغز و لومپن های جنایت کارش،بلند نمی کنند،
    نمی توانند آزادی خواه باشند.دفاع از آزادی،اما و اگر و شاید و ولی
    ندارد.طرف داران " عدم خشونت " خودتان را به خواب نزنید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:9  توسط Shirin Guilani  | 


به کوری ی چشم امپریالیسم،
به کوری ی چشم شاه،
به کوری ی چشم شیخ وشحنه های رنگارنگ اش،
در کوران مبارزه ای شگرف و جان سوز برای:
صلح،آزادی و سوسیالیسم،
هفتاد ساله شدی ای جان جانان!
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 17:1  توسط Shirin Guilani  | 

عزیزانم

سالی سرشار ازعشق وشادی برایتان آرزو می کنم

بی تردید بهاربه سرزمین ما بازمی گردد

وما سرود دل نشین آزادی را پای کوبان سر خواهیم داد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 23:19  توسط Shirin Guilani  | 

                              دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از این شب تنگ،
چراغ امید در برابر مردم بی لبخند

   

-->

در بین اپوزیسیون سپر انداخته و مایوس یا به قول برشت شکست خوردگان میدان نبرد، به نام سیاست اصلاح طلبی ، عجوجاتی شکل گرفت که همچون سمی فلج کننده در تن جامعه تزریق شد و باور به هرگونه تغییر بنیادی را فاجعه آمیز و در بهترین حالت، باوری اتوپیایی و دور از واقعیت ارزیابی کرده و مشغول گدایی رقت بار لقمه نانی از کف داروغه شده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 0:28  توسط Shirin Guilani  | 

لیبرالیسم در هیچ کجای دنیا نتوانسته به شکل خالص مثلاً علمی اش عملی شود. در همه جا نولیبرلیسم به شکل ناقص و در امتداد مطامع گروهها و طبقات مسلط ظهور یافته است. علت این است که نولیبرالیسم با فرض های غیرواقعی اش در مورد جامعه مدلهایی را آفریده که تنها چون ابزاری برای تقویت انحصارات غیردولتی و غیرمردمی بکار برده می شوند. آنچه از پایان جنگ تا کنون اجرا شده است را می توان ترکیب التقاطی نولیبرالیسم با سیاست های ضددموکراتیک سه جریان دانست که به ترتیب عبارتند از: 1) نو لیبرالیسم با وعده (2) نولیبرالیسم با خنده و (3) نولیبرالیسم با عربده .

 

 
خواندن این مقاله ی بسیار عمیق و جالب را

به همه ی علاقه مندان مسائل اقتصادی و

سیاسی ی ایران توصیه می کنم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 10:20  توسط Shirin Guilani  | 

• همبستگی پر شور جوانان جهان با مبارزه جوانان و دانشجویان ایران



غرفه ایران در قلب هفدهمین جشنواره جهانی جوانان و دانشجویان
* نمایندگان 51 سازمان جوانان و دانشجویان دموکراتیک حاضر در جشنواره از پنج قاره جهان، در فراخوان همبستگی با جوانان و دانشجویان ایران، عملکرد رژیم در بازداشت رهبران جنبش دانشجویی کشورمان را محکوم کرده و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی شدند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 1:36  توسط Shirin Guilani  | 

سروده ای از مینا زنی انقلابی، رهبر و بنیانگذار جمعیت انقلابی زنان افغانستان


مینا انسان و زنی مقاوم که دوازه سال از عمر کوتاه خود را
وقف دفاع از حقوق زنان و همه زحمتکشان کشورش کرد
و در این مسیر جان باخت

من زنم که بیدار گشته ام
از خاکستر اجساد کودکانم برخاستم و توفان گشته ام
از جویبار خون برادرانم سربلند کرده ام
از توفان خشم ملتم نیرو گرفته ام
از دیوراها و دهکده های سوخته کشورم نفرت به دشمن برداشته ام
حالا دگر مرا زار و ناتوان مپندار هموطن

من زنم که دیگر بیدار گشته ام
راه خود را یافته ام و هرگز برنمی گردم
من دیگر آن زنجیرها را از پا گسسته ام
من درهای بسته بی خبری ها را گشوده ام
من از همه چوریهای زرد وداع کرده ام
هموطن وای برادر، دیگر آن نیستم که بودم

من زنم که دیگر بیدار گشته ام
من راه خود را یافته ام و هرگز برنمی گردم
با نگاه تیز بینم همه چیز را در شب سیاه کشور دیده ام
فریادهای نیمه شبی مادران بی فرزند در گوشهایم غوغا کرده اند
من کودکان پابرهنه، آواره و بی لانه را دیده ام
من عروسانی را دیده ام که با دستان حنا بسته
لباس سیاه بیوگی بر تن نموده اند
من دیوارهای قدکشیده زندانها را دیده ام
که آزادی را در شکمهای گرسنه خود بلعیده اند
من در میان مقاومت ها، دلیری ها و حماسه ها دوبار زاده شدم
من در آخرین نفس ها در میان امواج خون و در فتح و پیروزی
سرود آزادی را آموخته ام
حالا دیگر مرا زار و ناتوان مپندار هوطن ای برادر
من در کنار تو با تو در راه نجان وطنم همنوا و همصدا گشته ام
صدایم با فریاد هزارن زن برپاگشته پیوند خورده است
مشتم با مشتهای هزاران هموطنم گره خورده است
من در کنار تو و در راه ملتم قدم گذاشتم
تا یکجا بشکنیم این همه رنج زندگی و همه بند بندگی
من آن نیستم که بودم هوطن ای برادر
من زنم که دیگر بیدار گشته ام
من راه خود را یافته ام و هرگز برنمی گردم

 
 
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 2:5  توسط Shirin Guilani  | 


• انقلاب اکتبر، راهگشای تاریخ نوین بشریت


مارکسیسم- لنینیسم که انقلاب اکتبر زیر پرچم آن به پیروزی رسید، می آموزد که، واقعیت تمام نشدنی، بغرنج و بنابراین دارای جوانب مختلف و پیچیده است، و براین پایه سیر قانونمند تاریخ به سوی تکامل را نمی توان مسدود و محدود به شمار آورد، و نظام سرمایه داری را ابدی جلوه داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 0:0  توسط Shirin Guilani  | 

پیرامون ضرورت سازمان یابی از پایین
با نگاهی به جایگاه فعالین ایرانی خارج کشور در جنبش اعتراضی

• اما برای برداشتن قدم های نخستین به سوی سازمان یابی مستقل و از پایین، پیش شرط اصلی آن است که جوانان و دانشجویان خارج کشور به تمامی بپذیرند و باورکنند که در مسیر مبارزه، مرزبندی چغرافیایی و سلسله مراتبِ جایگاهی، بی معناست و همه افراد به صرف پایبندی به انسان و مبارزه برای بهبود زیست انسانی، حق دارند به طور برابر دیدگاهها و راهکارهای مورد نظر خود را در فضای دیالوگ عمومی طرح و تبلیغ کنند

امین حصوری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 13:22  توسط Shirin Guilani  | 

قصیده زیبای ملک الشعرای بهار





در محرّم ، ایرانیان خود را دگرگون مي كنند

از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند



گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت

گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پرخون مي كنند



گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا

جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند



وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك»

شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند



خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها

با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند



بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز

پس شماتت بر يزيد مرده ی دون مي كنند



پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه

ناله از دست “عبيدالله مدفون” مي كنند



حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلي

هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند



آيد از دروازه ی شمران اگر روزي حسين

شامش از دروازه ی دولاب بيرون مي كنند



حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب،

مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند



گر علي اصغر بيايد بر در دكانشان

درد و پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند



ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان

روز پنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند



لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد

خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند



گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد

خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند



سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است

هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند



خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان

بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟



تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند

وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:13  توسط Shirin Guilani  |